کاش همه
مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند
تا تمام دنيا در دستشان
جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم و نه براي خودخواهیشان می خواستند
دنيا
براي تو کوچک است … بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي
کودک کنار گوشي
تلفن
درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت….
نفسم یهو گرفتو حالا دیگه من یه مرده ام
عزرائیل شراب مرگو داد به دستم اونو خوردم
آخرین بیل خاک و روم بریز گور کن نازم
حتی زیر خاک که باشم تا ابد ترانه سازم
پریدم سوی خداوند خداحافظ ای جماعت
یه دیوونه رفت از اینجا وعده ما به قیامت
باران عشق
الهی!
ای نزدیک تر از ما به ما ، ای مهربانتر از
مادر به ما ، ای همیشه نگران حال ما، در آن دم که من از تو غافلم ، در آن دم که من
از تو دورم ، تو به یاد من و نگران من و نزدیک من هستی.
من فراموش می کنم و تو صدایم می کنی ، من می
گریزم و تو پیدایم می کنی ، من مرتکب گناه می شوم
وتو خدایی می کنی.
الهی!
می دانی که دوستت دارم ، می دانی که اگر هم
از تو دورم در اعماق وجودم تو را می ستایم
می دانی که این غفلت ها و فراموشی ها و گناه
ها
نهاز روی دشمنی و تکبر که از روی جهل و سادگی و
نادانی است.
الهی!
دستم را بگیر و غفلت های جوانی و نوجوانی ام
را به رحمت های بی پایان آسمانیت ببخش.