ترو خدا گریه نکن به خاطر منم شده بزار خیال کنم دلت رازی به رفتنم شده گریه کنی نمی تونم اشکاتو طاقت بیارم فدای اشکات خانمی آخ که چقدر دوستت دارم میرم ولی پیش چشات عشقمونو جا میزارم دلم می خواد نرم ولی روی دلم پا می زارم تو هم می خوای نرم ولی مثل منی پر غرور مرگ منه وقتی برم از پیش تو یه جای دور خط بکش رو خاطره ها عکسامو پاره کن نبین من که برای عشقمون کهنه شدم ای نازنین دست بکش رو آسمونا ستاره ی تازه بچین من چه کنم بی عشق تو وقتی شدم تنهاترین من از خدا می خوام کمک کنه فراموشم کنی منم خوشم تا ابد عروسک خیالمی
خسته ام از بغض کهنه ی عشق سنگینه تحملش تو صدام خوبه که به یاد تو قانعه ام می تونم بگذرم از شکوه هام باورش سخته برام ولی من میرم و چیزی ازت نمی خوام اما بدون هر جا برم بعد تو بغض عشق این گونه است تو صدام بغض من وا نمیشه تو صدام خدایا یه دریا گریه می خوام نفهمید اونکه باید می دونست بیشتر از جون هنوز عزیزه برام با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه بغض عشق مونده تو صدام هنوزم هیچی ازت نمی خوام عاشقت بودم و از عاشقی جز غمت هیچی نمونده برام اما من هنوز به پات مونده ام یه لحظه بی درد نیاسوده ام از جدایی خیلی اگه گذشته اما هنوز به عشقتم آلوده ام با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست